كانا ابله و نادان،خاقانى گويد: بيت نه دمنه چون اسد نه در منه چو سنبل است هر چند نام بيهده كانا بر افكند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1087) 
بر وزن دانا به معنى نادان و ابله و احمق و بىعقل باشد و چوب بن خوشه انگور و خرما را نيز گويند و پارهاى از خوشه انگور و خرما را هم گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص704) 
بر وزن دانا بضد معنى آن يعنى نادان و ابله حكيم قطران كفته اكرچه بهترين معطى و كرچه بهترين دانا بجودش كهترين سائل ز فضلش كمترين كانا حكيم سنائى كفته مر ترا خصم دشمن دانا بهتر از دوستان همه كانا و معنى چوب بن خوشۀ انكور و خرما در برهان آورده در رشيدى نيافتم و اللّه اعلم بالصّواب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص567) 
ابله و نادان باشد(رودكى گفت):بيت من سخن گويم تو كانايى كنى هر زمانى دست بر دستت زنى فردوسى گفت:بيت كه پير فريبنده كانا بود اگر چند پيروز و دانا بود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص26) 
- [بوزن دانا] ابله و نادان باشد. مثالش حكيم رودكى گويد: بيت من سخن گويم تو كانايى كنى هر زمانى دست بر دستى زنى و در نسخۀ ميرزا بمعنى چوب بن خوشۀ خرما و انگور باشد [1]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1013) 
(صفت ، اسم) نادان. ابله. احمق. بىعقل. ¦¦ (اسم) چوب بن خوشۀ انگور و خرما. ¦¦پارهاى از خوشۀ انگور و خرما. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2232) 
[صفت][فارسی]نادان و ابله و احمق و بىعقل. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][فارسی]چوب بن خوشۀ انگور و خوشۀ خرما.و پارهاى از خوشۀ انگور و خوشۀ خرما. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2750) 
ابله و نادان بود.كسائى گويد : من سخن گويم تو كانائى كنى#هر زمانى دست بر دستم زنى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص105) 
چوب بن خوشۀ خرمابود. رودكىگويد: من بدان آمدم بخدمت تو تا برآيد رطب ز كاناام و كاناز نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص52) 